
1- پترینی میگوید: در جهان مدرن، گاهی سرعت آن چنان بالا میرود که افراد نمیتوانند همپای تغییرات پیش روند.
2- پرسش این است که چگونه میتوان برای زندگی بهتر، از وقت، هوشمندانهتر استفاده کرد؟
3- محصول این سیستم، مدیرانی هستند که در دام تقاضاهای انباشته شده گیر کردهاند، زندانی روزمرگی شدهاند و زمانی برای دیدن فرصتها ندارند.
4- آنها میدانند که برخی از جنبههای کاریشان مهمتر هستند ولی وقتی برای پرداختن به آنها پیدا نمیکنند و همواره خود را زیر فشار زمانی احساس میکنند.
5- فلسفه مدیریت و تجارت، خلق ارزش است و این موضوعی نیست که به سرعت اتفاق بیفتد.
6- در جهان آهسته، هدررفتن و زیان کمتری وجود دارد و زمان، قدرت ابتکار بیشتری را برای استفاده از منابع در اختیار قرار میدهد.
7- بهترین روش حل مسائل این است که به صندلیتان تکیه دهید و پاهایتان را روی میز بگذارید. (کاری که آلبرت اینشتین میکرد)!
8- رشد کردن در شغلی که در آن حق انتخاب نداشته باشید و برنامه زمانبندی سفت و سختی برای هر روزتان به شما دیکته شده باشد، تقریبا غیرممکن است افراد به منظور رشد احتیاج دارند که آهستهترو توام با تامل حرکت کنند.
9- ذهن، هنگامی که در آرامش است، بینش خارق العادهای به شما میدهد و شما را قادر میسازد نسل جدیدی از محصول را طراحی کنید یا عوامل محرک مشتریان ویژهتان را بیابید.
10- زمانی که مدیران تصمیم های درست را به جای تصمیم های سریع جستجو کنند، هم شرکت ها و هم کارکنان بهرهمند میشوند.
11- با صرف زمان است که گاهی اوقات، متوجه میشوید آنچه که در آغاز مشکلی به نظر میرسید در واقع نشانههای شگفتانگیزی از یک فرصت غیر منتظره است.
12- در جنبش شرکت آهسته پیام ساده ای وجود دارد: پیاده سازی ایده ها آهسته و رشد پس از آن نمایی و سریع...!
این مطالب برگرفته از مقاله ای است که در
اینجا منتشر شده است.
ممنون جالب بود
خواهش می کنم قابلی نداشت