| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | ||||
| 4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
| 11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
| 18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
| 25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
مدیر گرامی، احتراما به استحضار می رساند مجموعه داستان های کوتاه مشاور مدیریت با هدف نشان دادن نقاط ضعف و قوت سازمان های مختلف تدوین شده است. خواهشمند است مقرر فرمایید با کلیک روی تصویر زیر متن این داستانک ها جمع آوری و در اختیار جنابعالی قرار گیرد. همچنین از دریافت نقطه نظرات جنابعالی بسیار سپاسگزار خواهم بود.
توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛ اگر نمیخواهی جزو چاپیدهها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی! سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه میکنه و از زندگی عقب میاندازه! فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن! چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است، تا بتوانی حساب پول را نگهداری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه! باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من میشنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش، خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری! سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا میتوانی عرض اندام بکن، حق خودت را بگیر! از فحش و تحقیر و رده نترس! حرف توی هوا پخش میشه، هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟ پررو، وقیح و بیسواد؛ چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد، تا کار بهتر درست بشه!... نان را به نرخ روز باید خورد! سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی، با هرکس و هر عقیدهای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!.... کتاب و درس و اینها دو پول نمیارزه! خیال کن تو سر گردنه داری زندگی میکنی! اگر غفلت کردی تو را میچاپند. فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند کلمه قلنبه یاد بگیر، همین بسه !
بخشی از کتاب حاجیآقا نوشته صادق هدایت (1945)، حاجی به کوچکترین فرزندش درباره نحوه کسب موفقیت در ایران نصیحت میکند. لطفا شما یک عکس واسه این مطلب پیشنهاد دهید.
مدیر گرامی، جالب است بدانید در برخی دانشگاه های کشور و در برخی رشته ها بدعت های نگران کننده ای از سوی برخی از اساتید آغاز شده است. موضوع از این قرار است که این اساتید گرانمایه! از دانشجویان می خواهند که مقاله و یا پایان نامه ای را در موضوعی مشخص تدوین نمایند و بدون هیچ گونه زحمتی برای راهنمایی دانشجویان گرامی مبنی بر رفع مسایل و مشکلات آنچه تدوین شده است از آنها می خواهند که مقاله یا پایان نامه خود را در یکی از نشریان کاغذی یا الکترونیکی منتشر نمایند تا نمره خود را بگیرند.
بنده خدا دانشجوی از همه جا بی خبر به زحمت افتاده و در به در دنبال نشریه ای می گردد تا مطالب وی را منتشر نماید. جالب است که در ابتدای این مطالب حتما باید نام استاد هم ذکر شده باشد حال اگر این مطلب مناسب بود و منتشر شد برای جناب استاد نابرده رنج، گنج میسر می شود و اگر مناسب نبود ضرری متوجه کسی نشده است البته چه بسا مسئولین آن نشریه زحمت کشیده و با راهنمایی هایی آن مطلب را به سمت یک مطلب خوب سوق دهند و بدین صورت و پس از انتشار مطلب به سواد دانشجو و استاد گنج یافته کمکی ناچیز! خواهند کرد.
مدیر گرامی، در صورتی که مایل هستید برای مستندسازی سازمان خود اقدام به تدوین روشهای اجرایی مناسب کنید، مناسب است بدانید که استاندارد ایزو 9000 روش اجرایی را "راه مشخص برای انجام یک فعالیت یا یک فرآیند" تعریف می نماید که می تواند مدون یا باشد یا نباشد و می گوید هر گاه روش اجرایی به صورت مدون باشد، غالبا اصطلاح "روش اجرایی مدون" یا " روش اجرایی مکتوب" برای آن استفاده می شود. مشاور مدیریت با استفاده از توصیه های استاندارد ایزو ایزو ۱۰۰۱۳ و تجارب حرفه ای خود در اینجا شیوه تدوین روش های اجرایی سازمان را به منتشر کرده است. خواهشمند است مقرر فرمایید بهره برداری لازم صورت گیرد.
مدیر گرامی، احتراما به عرض می رساند چندی پیش یکی از مطالعه کنندگان وب سایت مشاور مدیریت در خصوص مقاله ؛آسیب شناسی پیاده سازی استاندارد ایزو ۹۰۰۱ در ایران؛ اظهار نظری داشتند که با کسب اجازه از خود ایشان شرح نظراتشان را منتشر می نمایم. ایشان این گونه نوشته بودند:
در خصوص این مقاله خدمت شما عرض می کنم که تمام مواردی که نوشته اید درست است ولی نکته اصلی را فراموش نموده اید. نکته اصلی این است که در ایران مدیران ارشد و به طبع مدیران زیر دست هیچ اعتقادی به این استاندارد {استاندارد ایزو ۹۰۰۱} ندارند و جالب اینجاست که حتا آموزش نیز برای آنها بی تاثیر است. دلیل اصلی آن را هم عدم شایستگی کافی مدیران می دانم که اکثرا با ضوابط و یا ملاحظاتی انتخاب می شوند حتا در شرکت های خصوصی نیز صرفا سرمایه تعیین کننده مدیر عامل می باشد. به معنای واقعی مدیر با سواد حتا اگر دکتر باشد نداریم. بنده به عینه مشکلاتی در شرکت های ایرانی دیده ام که اصولا با توجه به آنها، پیاده سازی درست این استاندارد به رویا شبیه است. نکته جالب اینجاست که همین مدیران اصرار زیادی در گرفتن این گونه استانداردها دارند البته بدون پیاده سازی واقعی! دلیل اصلی مخالفت با اجرای درست این استاندارد نه این که صرفا بی سوادی باشد بلکه تا حدی می توان گفت این است جلوی سو استفاده از شغل ها را نیز می گردد که چنین چیزی کلا مطلوب کسی که خود سوء استفاده می کند نیست.
خواهشمند است چنانچه در خصوص مقاله یاد شده و نظرات ایشان مطالبی دارید از ارایه آنها به مشاور مدیریت دریغ نفرمایید.


