مشاور مدیریت

مدیریت محترم؛ برای هر مساله ای راه حلی وجود دارد خوشحال خواهم شد در یافتن راه حل ها با شما همراه باشم. ؛تفکر - تلاش - توکل؛

مشاور مدیریت

مدیریت محترم؛ برای هر مساله ای راه حلی وجود دارد خوشحال خواهم شد در یافتن راه حل ها با شما همراه باشم. ؛تفکر - تلاش - توکل؛

خود را از نو بشناسید

با مراجعه به سایتی که در این پست به شما معرفی خواهد شد، می توانید خود ارزیابی مهییجی از خودتان داشته باشید. کافیست با توجه به موضوعی که در هر صفحه مطرح می شود تصویر مورد علاقه خود را انتخاب کنید. کار ادامه خواهد داشت تا اینکه ارزیابی از طریق تصاویر مورد علاقه شما در هر زمینه پایان پذیرد سپس وب سایت از شما می خواهد تا حساب کاربری خود را بسازید و بعد تحلیلی از شخصیت شما ارایه خواهد کرد. به نظر من که خیلی جالب و مهییج بود حتما شما هم آن را امتحان کنید. لطفا اینجا را کلیک کنید.

مدرسه حیوانات

یک وقتی، حیوانات تصمیم گرفتند در یک مدرسه آموزش مهارت های حیوانات شرکت کنند. برنامه آموزشی آنها شامل دویدن، بالا رفتن، شنا کردن و پرواز کردن بود. همه حیوانات همه درس ها را انتخاب کردند.

اردک که در شنا کردن عالی بود، و از معلم خود بهتر شنا می کرد، در پرواز نمره قبولی نیاورد، و در دویدن ضعیف بود. چون در دویدن بسیار کند بود، ناچار شد شنا را از درس خود حدف کند و پس از تعطیلی ساعات درسی، در مدرسه می ماند و دویدن تمرین می کرد. این تمرین باعث شد که پاهای پرده دار او کاملاً پوستمال شوند و به همین دلیل کسی ناراحت نشد مگر خود اردک.

خرگوش در دویدن در رأس کلاس خود بود. اما عصب های ماهیچه هایش به علت تمرین زیاد شنا کشیده شدند و در دویدن هم کم می آورد و مثل سابق نمی توانست بدود.

سنجاب در بالا رفتن عالی بود. اما در کلاس پرواز بیچاره شده بود. زیرا معلم او را وادار کرده بود از زمین به بالا برود نه این که از درخت پایین بیاید. سنجاب به دلیل فشار زیاد دچار گرفتگی عضلات شد. از این رو در بالا رفتن نمره «ج» و در دویدن «د» گرفت و مردود شد. برگرفته از اینجا

وقت کار کردن

 

رئیس: «چرا کار نمی کنی؟»

کارمند: «آخه ندیدم شما دارین میاین!» 

منبع:راهکار مدیریت

مراحل سه گانه زندگی

مرحله اول:وقت داری، انرژی داری ولی پول نداری ! 

 

مرحله دوم:پول داری، انرژی داری ولی وقت نداری ! 

 

مرحله سوم: پول داری، وقت داری ولی انرژی نداری! 

سلف سرویس

«امت فاکس»، نویسنده و فیلسوف معاصر، هنگامی که برای نخستین بار به آمریکا رفته بود برای صرف غذا به رستورانی رفت. او که تا آن زمان، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود. اما هر چه لحظات بیشتری سپری می شد ناشکیبایی او از اینکه می دید پیشخدمت ها کوچکترین توجهی به او ندارند، شدت گرفت. از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند و در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند.

او با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود نزدیک شد و گفت: «من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچکترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابلتان اینجا نشسته اید! موضوع چیست؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند؟»

مرد با تعجب گفت: «ولی اینجا سلف سرویس است.» سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود، اشاره کرد و ادامه داد: «به آنجا بروید، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید، انتخاب کنید، پول آن را بپردازید، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید!»

امت فاکس، که قدری احساس حماقت می کرد، دستورات مرد را پی گرفت. اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است. همه نوع رخدادها، فرصت ها، موقعیت ها، شادی ها،سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد. در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیشتری دارد؟ و هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است. سپس آنچه می خواهیم برگزینیم. منبع: ارقام طلایی

اسکات فالمن ، مردی که خندانک‌ها را به دنیا آورد

هنگام برقرار کردن ارتباط در اینترنت ، دشوارترین کار ، صرف‌نظراز درست‌نویسی هجاهای کلمات ، ابراز احساس واقعی است. هنگان چت کردن و میل زدن ،کلمات زیادی رد و بدل می‌شوند و بسیارند مواردی که گیرنده یک جمله ، سر در گم می‌شود که منظور واقعی فرستنده از یک عبارت چه بوده است. گیرنده نمی‌تواند از لحن یک عبارت مطمئن باشد ، آیا او با من شوخی می‌کرد؟ آیا واقعا منظورش همین بود؟ولی در ساعت ۱۱:۴۴ ، ۱۹ سپتامبر سال ۱۹۸۲ همه چیز عوض شد. در
این تاریخ و در این زمان که البته هنوز خبری از اینترنت نبود ، «اسکات فالمن» Scott
E. Fahlman ، استاد یکی از دانشگاه های پنسیلوانیا ، در یکی از بولتن‌های الکترونیک
نوشت:

«من این ترتیب کارکترها را برای افراد بذله‌گو پیشنهاد می‌کنم: :-)
از پهلو باید خوانده شود.»

 

 به این ترتیب این آقای فالمن بود که نخستین بار نسخه الکترونیکیلبخند را به همگان شناساند. در طی روزها و ماه‌های بعد سایر دانشگاه‌ها هم متوجه ابتکار آقای فالمن شدند و خندانک‌های زیادی را ابداع کردند.البته بعضی‌ها اظهار کرده‌اند که تلگراف‌چی‌ها هم قبلا چنین ابتکاری را به خرج داده بودند و آقای فالمن شاید نخستین کسی باشد که در جوامع الکترونیک نوین از این توالی سکانس‌ها برای بیان احساسات استفاده کرده است.

کلمه

معنی

=^D

خنده بزرگ

=^*

بوسه

: (

غمگینی

:.(

گریه

: |

خستگی ، غمگینی

}: [

عصبانیت

8-)

حیرت‌زده یا عینکی

:-D

خندیدن

:-(

اخم کردن

(-:

لبخند چپ‌دست‌ها!

 

:-{)

لبخند سبیلوها

:-{)}

لبخند با سبیل و ریش!

:-/

دهن‌کجی

:-#

دهانم بسته است

:-@

فریاد زدن

>:-<

عصبانی

:/)

خنده‌دار نیست

()

در آغوش گرفتن

((()))

محکم در آغوش گرفتن

*

بوسه
:**:
جواب بوسه
:-&
زبان بسته
:-?
ریشخند کردن ، لیس زدن
:( )
فریاد زدن ، بلند صحبت کردن
^ ^ ^
بریده بریده حرف زدن
{{ }}
آغوش
P*
بوسه فرانسوی
%(|:-) آ 
مخ!
:-)
لبخند کلاسیک
;-)
چشمک زدن

 

جالب اینجاست که  کاربران اینترنت در ژاپن، وقتی از خندانک‌ها استفاده می‌کنند ، بیشتر روی حالت چشم تأکید دارند ، در حالیکه کاربران غربی تأکیدشان بیشتر بر روی حالت دهان است. مثلا وقتی می‌خواهند بگویم خوشحال شدم ، می‌نویسند \(^ ^)/ ، گریه را اینطوری نشان می‌دهند: (ToT) ، و اینطوری حرف مخاطبشان را تصدیق می‌کنند : (゚ー゚)(。_。) - منبع: یکی از ایمیل های دریافت شده مشاور مدیریت