مشاور مدیریت

مشاور مدیریت

مدیریت محترم؛ برای هر مساله ای راه حلی وجود دارد خوشحال خواهم شد در یافتن راه حل ها با شما همراه باشم. ؛تفکر - تلاش - توکل؛
مشاور مدیریت

مشاور مدیریت

مدیریت محترم؛ برای هر مساله ای راه حلی وجود دارد خوشحال خواهم شد در یافتن راه حل ها با شما همراه باشم. ؛تفکر - تلاش - توکل؛

برون سپاری چیست؟

مدیر گرامی; احتراما همان گونه که مستحضر هستید استفاده از منابع برون سازمانی به منظور اجرای بخشی از فرآیندهای سازمان در افزایش بهره وری موثر خواهد بود. خواهشمند است مقرر فرمایید مدیران سازمان قبل از برون سپاری فرآیندها نکاتی را که مشاور مدیریت در اینجا مطرح کرده است مطالعه نمایند. 

کالیبراسیون

خیلی ها هنوز نمی دونند کالیبراسیون یعنی چی؟ ولی این بنده خدا خوب مفهوم کالیبراسیون را فهیمده! 

مشاور رستوران

جانی ساعت ۲ از محل کارش خارج شد و چون نیم ساعت وقت داشت تا به محل کار دوستش برود، تصمیم گرفت با همان یک دلاری که در جیب داشت ناهار ارزان قیمتی بخورد و راهی شرکت شود.چند رستوران گران قیمت را رد کرد تا به رستورانی رسید که روی در آن نوشته شده بود: ”ناهار همراه نوشیدنی فقط یک دلار”.

جانی معطل نکرد، داخل رستوران شد و یک پرس اسپاگتی و یک نوشابه برداشت و سر میز نشست.گارسون برایش دو نوع سوپ، سالاد، سیب زمینی سرخ کرده، نوشابه اضافه، بستنی و دو نوع دسر آورد و به اعتراض جانی توجهی نکرد که گفت: ”ولی من این غذاها رو سفارش ندادم.”گارسون که رفت جانی شانه ای بالا انداخت و گفت: ”خودشان می فهمند که من نخوردم!”اما جانی موقعی فهمید که این شیوه آن رستوران برای کلاهبرداری است که رفت جلو صندوق و متصدی رستوران پول همه غذاها رو حساب کرد و گفت ۱۵ دلار و ۱۰ سنت.

جانی معترض شد: ”ولی من هیچ کدوم رو نخوردم!” و مرد پاسخ داد ”ما آوردیم، می خواستین بخورین!”جانی که خودش ختم زرنگ های روزگار بود، سری تکان داد و یک سکه ۱۰ سنتی روی پیشخوان گذاشت و وقتی متصدی اعتراض کرد، گفت: ”من مشاوری هستم که بابت یک ساعت مشاوره ۱۵ دلار می گیرم.”متصدی گفت: ”ولی ما که مشاوره نخواستیم!” و جانی پاسخ داد: ”من که اینجا بودم! می خواستین مشاوره بگیرین!”و سپس به آرامی از آنجا خارج شد. برای مشاهده سایر مینیمال های مدیریت اینجا کلیک کنید.

نماهنگی خلاق برای استفاده از کمربند ایمنی

این نماهنگ تبلیغاتی، بدون کلمه ای صحبت و بصورت کاملا اثر گذار، مخاطب را به بستن کمربند ایمنی ترغیب می کند. برای دریافت نماهنگ روی تصویر زیر کلیک کنید.

نکات کلیدی کنترل پروژه

نکات کلیدی طرحریزی یک پروژه

هنگام طرحریزی یک پروژه و تنظیم برنامه زمانبندی آن به نکات زیر توجه نمایید:
1- فعالیت های شروع پروژه (ابلاغ قرارداد) و پایان پروژه (تصویب توسط کارفرما) را به صورت رویداد (milestone) در نظر بگیرید.
2- تاریخ شروع و پایان پروژه را بر حسب قرارداد مشخص نمایید.
3- فعالیت های برنامه زمانبندی پروژه را به گونه ای تعیین نمایید که شرح خدمات پروژه و شرایط عمومی و خصوصی پیمان را به صورت کامل پوشش دهد.
4- 15 درصد زمانی و فیزیکی پروژه را به بررسی نتایج پروژه توسط کارفرما اختصاص دهید.
5- برای فعالیت های سرپرستی پروژه، برنامه ریزی و کنترل پروژه، تهیه گزارش ماهانه پیشرفت کار، تصدیق و صحه گذاری پروژه و محصولات آن، تدوین گزارش تجربیات پروژه که از جمله فعالیت های عمومی هر پروژه ای هستند برنامه زمانبندی داشته باشید.
6- فعالیت های مسیر بحرانی (طولانی ترین مسیر زمانی در شبکه پروژه) را بطور شفاف مشخص نمایید.
7- منحنی زمان-پیشرفت فیزیکی پروژه (S-Curve) را ترسیم و کنترل نمایید.
8- درستی نمودار شبکه پروژه را کنترل نمایید.
9- هنگام تعیین درصد وزنی فعالیت ها از نظرات مدیر پروژه استفاده نمایید.
10- در هنگام تعیین جزییات برنامه زمانبندی پروژه، نفر/ساعت مورد نیاز هر فعالیت را به تفکیک منابع انسانی پروژه به دو صورت دفتری و میدانی مشخص نموده و برای فعالیت های برون سپاری شده، نیز نفر/ساعت تعیین نمایید.
11- تاریخ و شماره های تنظیم اولیه و به روزآوری برنامه زمانبندی پروژه را مشخص نمایید.
12- برنامه زمانبندی اولیه ( Base line) را به تایید مدیر و سایر ذینفعان پروژه رسانده و یک نسخه تایید شده آن را نگهداری نمایید.
13- هزینه های نفر/ساعت پیش بینی شده پروژه، بالاسری و سود پروژه را با حق الزحمه قرارداد مقایسه و کنترل نمایید.
14- برنامه زمانبندی پروژه را به صورت مستمر به روز آوری نمایید.

تبرتان را تیز کنید

روزی هیزم شکنی در یک شرکت چوب بری دنبال کار می گشت و نهایتا" توانست برای خودش کاری پیدا کند. حقوق و مزایا و شرایط کار بسیار خوب بود، به همین خاطر هیزم شکن تصمیم گرفت نهایت سعی خودش را برای خدمت به شرکت به کار گیرد. رئیسش به او یک تبر داد و او را به سمت محلی که باید در آن مشغول می شد راهنمایی کرد. روز اول هیزم شکن 18 درخت را قطع کرد. رئیس او را تشویق کرد و گفت همین طور به کارش ادامه دهد. تشویق رئیس انگیزه بیشتری در هیزم شکن ایجاد کرد و تصمیم گرفت روز بعد بیشتر تلاش کند اما تنها توانست 15 درخت را قطع کند. روز سوم از آن هم بیشتر تلاش کرد ولی فقط 10 درخت را قطع کرد. هر روز که می گذشت تعــداد درخت هایی که قطع می کرد کمتر و کمتر می شد. پیش خودش فکر کرد احتمالا" بنیه اش کم شده است. پیش رئیس رفت و پس از معذرت خواهی گفت که خودش هم از این جریان سر در نمی آورد.
رئیس پرسید: آخرین باری که تبرت را تیز کردی کی بود؟
" هیزم شکن گفت:" تیز کردن؟ من فرصتـی برای تیز کردن تبرم نداشتم تمام وقتم را صرف قطع کردن درختان می کردم!

رییس جمله ای را که از آبراهام لینکلن به خاطر داشت و در دفتر کار خود یادداشت کرده بود به او یادآور شد و گفت: اگر من تنها ۹ ساعت برای بریدن درختی وقت داشتم ۶ ساعت آن را صرف تیز کردن تبرم می کردم!